
یه مرد خسته و تنها که تو یه مزرعه ی دور افتاده
جلوی خونش روی صندلی لم داده و داره سیگار میکشه...
مردی که ترسی از از دست دادن کسی یا چیزی نداره!
چون تنها برای خودش زندگی میکنه...

نوشته شده در سه شنبه ۴ مهر ۱۳۹۶ساعت:بیست و پنج توسط مردی که قبلا میخندید.| |
برچسب: نویسنده: کیان حسینی تاريخ: شنبه 8 مهر 1396 ساعت: 9:31